ازتوبه یک اشاره،ازمابه سردویدن...

حالا که آمده ایی،چترت رابردار،اینجا بجز مهربانی چیزی نمی بارد...

ازتوبه یک اشاره،ازمابه سردویدن...

حالا که آمده ایی،چترت رابردار،اینجا بجز مهربانی چیزی نمی بارد...

۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

حالش خیلی بده...

خیلی...

هرچی تلاش می کنم راضی شه بره دکتر،نمیره...

نمیگه چرا نمیره ولی میدونم چرا نمیره...

می ترسه چیزی باشه...

منم میترسم چیزی باشه...

ولی نمیتونم دردکشیدنشو ببینم-___-


بی ربط نوشت:دیشب زینب خانم جون ساعت ده شب زحمت کشیدن و به دنیااومدن:))


یاعلی...

  • یک عدد هِ جیمی...
  • ۰
  • ۰

#به_وقت_دلتنگی ...

باید بروم جایی،

دست به دعا بردارم...



یاعلی...

  • یک عدد هِ جیمی...
  • ۰
  • ۰

جینگولیجات:|||

برام نامه بنویسید...

بهم ایمیل بزنید...

اینا راه های ذوق کردنمه:))


پی نوشت:من یه کانال زدم تو تلگرام:)

دلتون خواست بگین لینکشو بهتون بدم:)



یاعلی...

  • یک عدد هِ جیمی...
  • ۰
  • ۰

مریض شده

ازدیروز صبح

پیام داده الان بیمارستانم

دوتاسرم،پنج تا آمپول،سه بار آزمایش

هرچی پیام میدم وزنگ میزنم جواب نمیده...

دیشب که بهترازحالا بود حالش که داشتم قربون صدقه ی حال مریضش میرفتم گفت تومریضیات من کجابودم آخه؟!

یادم اومد بخاطرحرف خودم بودکه نبود

که داغون شدنم سر نبودنش بود و نبودنش تقصیر خودم بود...

دل نگرون بودنم ینی نیست

ینی روتخت بیمارستانه و جواب نمیده

ینی قراربود بریم رای بدیم و حالاتوبیمارستانه ومعلوم نیست چیکارس...


پی نوشت:سر لیست رای هامون بااختلاف شدید هار هاربه هم میخندیدیم...

دوتا رای اولی :))

حالش خوب نیست...-___-


یاعلی...

  • یک عدد هِ جیمی...
  • ۰
  • ۰

الف برگشت : )

ولی هنوزهم دعواهایمان هست...

حرص خوردن های من هست...

تنهاچیزی که بینمان عوض شده،هدف چهارساله مان بودکه ناپدید شده و حرف هایمان بود که کمترشده وتیکه هایی که سررفتم می اندازدپدیدار شده وجان پشت حانیه هابرداشته شده...

چیزی که عوض نشده...؛)


یاعلی...

  • یک عدد هِ جیمی...
  • ۰
  • ۰

بعد از چند ماه باز به اسم صدام زد...

گف بخاطرحرفم نگرانم شده...

آدمی که تماما مال هم بودیم: )

دلم براصداش تنگ شده...

وقتی میبینم بخاطر خودم ندارمش...: )


پی نوشت:چهارسال خیلی بود،نبود؟؟؟


یاعلی...



  • یک عدد هِ جیمی...