ازتوبه یک اشاره،ازمابه سردویدن...

حالا که آمده ایی،چترت رابردار،اینجا بجز مهربانی چیزی نمی بارد...

ازتوبه یک اشاره،ازمابه سردویدن...

حالا که آمده ایی،چترت رابردار،اینجا بجز مهربانی چیزی نمی بارد...

  • ۰
  • ۰

خواب"الف"رادیدم...

یکهوتوی کتابخانه بودم که تلفن ثابتی که کنارم بودوانگار مال خودم،زنگ خورد

تلفن راکه جواب دادم،همان صدایی راشنیدم که ماه هاست دلم لک زده برایش

همان صدای دوست داشتنی که صبح ها بخاطرآن ازخواب پامیشدم و شبهاحتی شده دودقیقه میشنیدمش وشب بخیرمیگفتیم به هم...

صدای همان آدمی که یکشب توی شب های سخت تابستان گریه میکردیم و بعدش گفت حانیه فال حافظ بگیرومن به زینب سادات گفتم برایمان فال بگیرد ونتیجه اش ازعسل بیشتربه جانمان چسپید...

نمیدانم اولش چه گفت...

جاخوردم.یکهوگفتم:"الف"؟!

گفت:میخواستم ببینم چقدرمیشود اذیتت کرد،!یک همچین چیزهایی

گفتم ازکجاپیدایم کردی؟گفت:گفته بودم ازخداخواستمت،اگرمال من باشی تاآخرش باهمیم...

داشتیم میخندیدیم.هنوزصدایش یادم مانده

میدانی هناس جانکم...دوست ندارم حتی یک لحظه هم صدایش ازیادبرود...

کاش خواب نبود...

میگفت:اگرتورانداشتم چه میکردم...

حالا نیست که بپرسم داری چکارمیکنی...

هناس جانکم

ببخشیدکه رقعه ی پنجم اینگونه شد

بایدمی آمدم وبرایت مینوشتم

نمینوشتم دق میکردم

دق میکردم که چیزی که خواست خودم بود حالا دارد له ام میکند...


رقعه ی پنجمم راکه خواندی برگه راپاره کن و بندازدور...

این یک خواهش است...

.

دوستدار همیشه ات:حانیه


یاعلی...

  • ۹۴/۱۰/۱۹
  • یک عدد هِ جیمی...

نظرات (۴)

  • خانومی ...
  • کاش واقعی بشه این خواب
    پاسخ:
    اره : )
    چه دردناک بود این رقعه. :(
    الآن ماهم باید پارش بکنیم؟:دی
    پاسخ:
    همشونو پاره میکنم یه روزی...:)
  • اسپریچو ツ
  • (((:
    به نظرم بعضی وقت ها خواب ها بچه های بدی میشن...
  • اسپریچو ツ
  • (((:
    به نظرم بعضی وقت ها خواب ها بچه های بدی میشن...
    پاسخ:
    خوابامو دوست دارم:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">